»

مطالب ویژه

اولین مروج تشیع در ایران صغیر کشمیر مجهول در ایران کبیر ایران حضرت میر سید محمد شمس الدین موسوی اراکی/عراقی
اولین مروج مکتب امامیه کشمیر در کشور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف "ایران اسلامی" تاکنون کاملا نانشناخته است چرا!

بسم الله الرحمن الرحیم

اولین مروج تشیع در ایران صغیر کشمیر مجهول در ایران کبیر ایران حضرت میر سید محمد شمس الدین موسوی اراکی/عراقی قدس سره

ازقلم:عبدالحسین عبدالحسینی

اولین مروج مکتب امامیه کشمیر در کشور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف "ایران اسلامی" تاکنون کاملا نانشناخته است چرا!

شاید بدین خاطر است که دودمان وی صرفا زینت کتابھای تاریخ نشده اند بلکه راه نیاکان را دنبال می کند و هنوز ھم با تمام وجود به این مکتب امامیه خدمت می کند۔ ھمه تواریخ کشمیر میر سید محمد شمس موسوی اراکی قدس سره را اولین مروج مکتب تشیع معرفی می کند ولی شواھد نشان می دھد در ایران درباره سید مذکور سیاست خاصی دنبال می شود و با دید خاص از خدمات میراراکی چشم پوشی می شود و در مقابل میر ارکی ، برای مروجین مکتب غیر شیعی در کشمیر نظام مقدس جمهوری اسلامی مبلغ ھنگفتی خرج می کند ، حتی گرد ھمائی بین المللی ترتیب داده میشود و صد ھا مقاله بچاپ می رسند و متاسفانه حتی یک بار هم از رسانه ھای ایران حرفی درباره میر اراکی زده نشد۔ اینگار دانسته طور سانسور میشود۔

اینک چند یک شواھد تاریخی بیان می کنیم که روشن خواھد کرد که چشم پوشی از همچنین شخصیت در کشور امام زمان نمی تواند اتفاقی باشد۔ لذا اول از کتابی مثال می آورم که هر یک او فارسی زبان که می خواھد تاریخ کشمیر را مطالعه کند حتما از این کتاب مطالعه می کند و در باره کشمیر آشنائی پیدا می کند یعنی تاریخ حسن مولف این کتاب در جلد اول در صفحه 428 درباره اشاعت مذھب اسلامیه اطلاعات را جمع آوری کرده است و تحت این باب اول درباره ترویج اسلام مقدمه چینی کرده و در آخر سطور آن می نویسد:"۔۔۔ اکنون در فرقه محمدیان سه گروه شده اند یکی اھل سنت و جماعت و دومی اھل تشیع ، سوم وھابیه خارجیه "۔ بعد بلافاصله بحث اشاعت مذھب شیعه را عنوان کرده است :

اشاعت مذھب شیعه:

    مولف تاریخ حسن می نویسد:"مورخان می نگارند در 892 هجری قمری مطابق با 1486 میلادی در عهد سلطان حسن شاه میر شمس الدین عراقی (اراکی) که از فضلای اھل تشیع عالم اجل و دانای بی بدل بود از جانب سلطان حسین میرزا ، والی خراسان به کشمیر آمده مکتوبی از سلطان (خراسان ایران)معه یک پوستین کھیشی که از پوشش خاص سلطان بود برای حسن شاه (پادشاه کشمیر)آورده و اظهار فرمایش بعض تحایف نمود۔

در ان ایام حسب مشیت آله سلطان حسن شاه پوستین حیات دریده از جهان فانی در گذشت و میر شمس عراقی تا عرصه ھشت سال درین جا اقامت نموده و خود را بنا بر تقیه در سلک مریدان بابا اسماعیل کبروی که شیخ وقت بود در آورد و ارادت خاص به او ظاهر کرده حیثیتی بهم رسانید۔ چون بر تقیه ذاتی و وضع شایستگی ظاھرش که زبانی و حسن بیانی داشت بعض علوم غریبه می دانست شاید بابا اسماعیل به مریدان خود گفته باشد که مصاحبت این مغل غنیمت پندارند۔ موجب آن بابا علی نجار که از خلفای برجسته حضرت بابا بود برابطه ظاھری و باطنی باوے پیوست با ھمدیگر خلوص و یگانگی ظاهر نموده متحد گشتند تاکه میر مذکور عقیده خود به خاطرش موثر گردانید بذریعه او بعضی کسان را اغوا نمود و در میان امرای کشمیر طرفه نفاقی انداخته باز بطرف خراسان رجعت کرد۔

چونکه سلطان حسین میرزا از خلل باطنی او آگاه گشته از نوکری خودش معزول نمود بنا برین بعد عرصه دوازده سال باز عازم کشمیر شد۔ پیش از آمدن خود کسی را برای تحقیق احوال به کشمیر فرستاد و معلوم شاخت که خدمت بابا اسماعیل به کبر سن رسیده و دامن از صحبت خلق کشیده بازار بابا علی گرم است و خطی برای بابا علی نوشت که من ترک دنیا کرده خلافت از سید محمد نور بخش یافته به کشمیر می آیم و بابا علی بکثرت و ھنگامه تمام به استقبال او بر آمده و اعتقاد تمام بهم رسانیده در خانقاه خود شانید۔ و مریدان خود حواله او میکرد و اظهار نسبت سید محمد نور بخش برای فریب عوام می نمود و میر شمس عراقی(اراکی)در اندک فرصتی بازار خود گرم کرده با هر کسی اختلاط و ارتباط فرمود رفته رفته مذھب شیعه را به تدریج  رواج داد و به سعی و ترغیب بابا علی بعضی امرای کشمیر مطیع منقاد او گشته  در محله جدیل بل خانقاه دو طبقی بنا ساخت و در آن جا سکونت نموده و خلوت ها بجا آورده بریاضت شاقه در میان شهر شهرت یافت و با ملازمان سلطان معرفتی بهم رسانیده بظهور خوارق و کرامات مزوره ساده دلان را فریب داده به مذھب خود گردانید۔ و در میان شهر و اطراف دهات به اعانت مخلصان بابا اسماعیل  در انحراف مذھب حتی الامکان کوشیده پنهانی ساده دلان وپست فطرتان را تعلیم و تلقین می داد لیکن تا حیت محمد شاه هیچ کسی اشاعت مذھب تشیع اصلا نه توانست کرد۔ در ان اثنا ملک کاجی چک که خالوی محمد شاه و مدار المهام سلطنت بود به اتفاق غازی خان و ملک موسی رینه رجوع به شمس عراقی (اراکی) باطاعت آن ها تقویت یافته به اجرای مذھب خود علانیه مشغول شد و کتابی احوط نام در مذھب شیعه تصنیف کرده شایع ساخت و بابا علی در محله حسن آباد بیشتر باعث ترویج گشته مذھب خود را فروغ بخشید ۔ و ھمه بابا ھای حسن آباد و بابا پور وغیره از اولاد بابا علی مذکور اند۔

بعد از آن در وقت خود بابا خلیل و بابا طالب و شیخ حسن جدی بلی این مذھب را تائيد نموده شیوع ساخت ۔ انگاه در حکومت چکان مذھب شیعه را قوت پیدا شده مردمان جوق در جوق جبرا و کرها داخل این ملت شدند و در عهد امیر خان جوان شیر نیز تقویت پذیر فتند۔""(صفحه 429-432)

ان کسی که با متون تاریخی اسلامی کم و بیش سروکار داشته باشد براحتی از متن پیر غلام حسن کھویهامی مولف تاریخ حسن دریافته باشد که مولف چقدر در میان عظمت  والی میر اراکی (عراقی) و تعصب درونی خود گرفتار بوده است۔ خیلی سعی کرده است متعصبانه عمل نکند ولی بطور شعوری یا غیر شعوری تعصب وی نسبت به یسد مذکور آشکار است۔ مورخ نوشته است که سفیر ایران در کشمیر بوده ۔ اعتراف کرده است که از فضلای اھل تشیع عالم اجل و دانی بی بدل بوده (ص430ج1) و تا زمان محمد شاه 892 هجری قمری هیچ کس اشاعت مذھب تشیع نه توانست کرده(ص431ج1)۔ مورخ حسن در جلد دوم تاریخش می نویسد که "۔۔۔۔ و در سال 892 هجری قمری میر شمس عراقی از جانب سلطان حسین میرزا والی خراسان بطور سفارت بکشمیر آمده ۔۔۔"(ص211ج2) بدین طریق علوم میشود که حضرت میر سید محمد شمس الدین موسوی عراقی (اراکی) قدس سره شخصی بوده است که ایران صغیر کشمیر را با ایران کبیر ایران پیوند  سیاسی مذھبی داده است ۔ هم یک دپلومات بوده ، سفیر ایران بوده سپس همین سفیر ایران و شخصیت سیاسی آن زمان مبلغ و مروج تشیع در کشمیر بوده است و این نابغه دھر ایران در ایران اسلامی امروز به فراموشی سپرده شده است ۔چرا؟!

    این سید بزرگوار اینقدر گمگشته نیست که در تاریخ معتبر جهانی خبری از وی یافته نشود۔ صاحب اعیان الشیعه درباره سید مذکور نوشته است :"۔۔۔۔ و حیث ان حکومت تلک البلاد کانت للطائفۃ المعروف چک ترھگام اھتمت لتقویۃ السید المذکور فانتشر مذھب الشیعه تدریجا۔۔۔۔"۔(اعیان الشیعه طبع دمشق ج2)

حضرت میر سید محمد شمس الدین موسوی عراقی (اراکی) که مولف کتاب تحفۃ احباب القاب آن بزرگوار حضرت قطب المحققین ، مکمل الکاملین، مزفی الواصلین، آفاب فلک سیادت ، خورشید سپهر، دودمان ولایت، مظهور آثار معارف الهی، منبع متاثر حقائق نامتناهی ، حامی قواعد شریعت مصطفی، رافع اعلام طریقه ائمه ھدی ، اللامع مصابیح ولایت انوار الحقائق والمعارف الفائض من ینابیع رشادت، اسرار کمالات العوارف المختص بعنایات الله ملک الباقی شمس الحق و الحقیقت و الملت والدین نوشته است۔(بھارستان شاھین30)

حضرت میر عراقی عجم اراک کنونی ایران در دھکده کن نزدیک سولغان اراک بدنیا آمدند۔ نام پدر بزرگوارش درویش ابراھیم بوده و مادر گرامی از سادات قزوین بوده ۔ این مطلب در کتاب تحفۃ الاحباب بشرح ذیل آمده است:

" معلوم ضمائر مناتر در باب محبت و مودت و مفهوم خواطر اصحاب اخلاص و ارادت تواند بود۔ که نسب آنحضرت از قبائل شاهان صفویه که در ممالک عراق و امصار خراسان معروف و مشهور بود و چونکه ایشان پسر خوانده کیان بودند از این جهت ایشان را کے می نامند۔ والا در اصل ایشان سادات موسویه اند۔"

شجره ایشان را میر هاشم جدی بلی (سرینگر کشمیر)بخراسان رفته از پیش شیخ محمد حر آملی نوشته آورد۔ مولد و منشاء آنحضرت در موضع کن که در نزدیک سولغان است واقع بود و در آن منزل مملوکات و متصرفات و موطن و مساکن آبا و اجداد ایشان از قدیم می بود و پدر بزرگوار آنحضرت درویش ابراھیم  نام داشت و والده آنجناب از اولاد ساسادت قزوین بود۔

نیز در رساله عجاله انتشار مطبع اسلامی لکھنو ھند سال انتشار 1308 هجری قمری درباره درباره سید مذکور آمده است:

"میر شمس الدین از سادات صفویه است و با این که او در فضل و کمال و اوصاف حمیده و اخلاق پسندیده  کسی از طرف ایران وارد کشمیر شده است و این که مقصود او از توجه به طرف کشمیر محض ھدایت بوده است و اهل تصنیف بوده است"۔

درباره تاریخ تولد میر اراکی در کتاب تحفۃ الاحباب ذکره نشده است البته دکتر اکبر حیدری در مقدمه بهارستان شاھی انتشار انجمن شرعی شیعیان کشمیر با نقل از یک کتاب خطی تالیف سی حسن 13رجب 869 هجری نوشته است که نیاز پژوھش بیشتر چون برخلاف تاریخ وردو سید مذکور که مورخین 882 هجری نوشته اند۔

 

تاریخ درج مطلب : : //

آپ کی رائے
نام:  
ایمیل:
عبارت:  500
این سایت متعلق است به 
قدرت گرفته از سایت ساز سحر